چگونه از جوانی خود لذت ببریم ؟

چگونه از جوانی خود لذت ببریم ؟

چگونه از جوانی خود لذت ببریم ؟

 

 

یاس بوی مهربانی می دهد

عطر دوران جوانی میدهد

کاش درهای جوانی، باز بود

 نیمه شبها، مهربانی باز بود

ما سر خود را اسیری می بریم

ما جوانی را به پیری می بریم

 

جوان بسان دایرة المعارفی زیباست که از پنج جلوه، تشکیل شده است. شناخت این جلوه ها و استفاده بجا و بهینه از آنها، باعث لذت از جوانی در جوانی است تا از نوجوانی پای در پیری نگذاریم و افسوس زمان های از دست رفته را نخوریم، با هم این جلوه ها را می خوانیم:

١. جلوه جسمانی

در این فصل، توانمندی، شور و نشاط بدنی، چابکی در حرکات و جست و خیزهای گوناگون، پرداختن به وضع ظاهری و قیافه، جلوه گری - با تمام وجود - در صحنه های رقابت ورزشی، هنری، علمی وپدید آوران فضای مناسب برای ارایه شخصیت خود و جلب توجه همگان در جوان، دیده می شود. مقدار سن، نوع اندام، تیپ، چگونگی اندام، شباهت های مختلف با دیگران، سفیدی و تیرگی پوست بدن، ریزی و درشتی، کوتاهی و بلندی و زیبایی و زشتی یا معمولی بودن چهره از دیگر ابعاد لايق جلوه محسوب می شود.

۲. جلوه روحی - عاطفی

امید و آرزو، یأس و ناکامی، سستی و بی تفاوتی در امور روحی، آرمان خواهی، عدالت طلبی و سرخوردگی روانی از ابعاد چشمگیر این فصل است.

همه می دانیم با به وجود آمدن پدیده ای به نام بلوغ، بایدها و نبایدهای زندگی مان که نام «ارزش» به خود گرفته، دگرگون می شود و آن چنان ما را نسبت به اعتقادات مذهبی خود، دچار تردید می نماید که گاهی از این آوار فکری - روحی، دچار هراس و بدگمانی شده، به دنبال رهایی از چنین توفان تندی هستیم.؟

هر چند جهش ناگهانی ما در این دوران به سوی مذهب و آموزه های دینی، بیشتر می شود و نوعی «بیداری مذهبی» در ما رخ می دهد. زیرا تماس با ارزش های الهی در تشکیل شخصیت ما تأثیر ژرفی دارد و از آن جا که ما، خود را جزئی از جهان بزرگ می دانیم، در صورت برخورد صحیح و اصولی اطرافیان - به ویژه پدر و مادر -

پایه های دینی و مبانی مذهبی با سرعت چشمگیری در قلب و اندیشه ما، شکل می گیرد و ما را شیفته ارزشهای قدسی می نماید.

از این رو، اولین پرسشی که در این دوران - با آن رو به رو می شویم هدف آفرینش» و «فلسفه زندگی» است؛ زیرا با نگاهی به جهان اطراف در صدد ارزیابی شخصیت خود بر می آییم و درباره معنای وجود انسان و جایگاه او در آفرینش، به دنبال پاسخ هستیم.

در کنار این جلوه ها، ابعاد گوناگون عاطفی به گونه ای پیدا و پنهان به چشم می خورد که می توان به «حساسیت ها، به «خودگرفتن» ها، «زودرنجی» ها و از آن سو «خواهش های متضاد»، «روانگیختگی» یا «سريع التاثر» بودن اشاره کرد که از نوجوانی آغاز و در این ایام به اوج خود می رسد.

٣. جلوه اجتماعی

در این دوره، تعلقات روحی ما به اجتماع، شوق حضور در گروه های خارج از مدرسه، علاقه به عضویت در سازمان های گوناگون برای ابراز وجود، احساس شخصیت و... همه و همه مطرح اند تا به این صورت، آرزوهای خود را ترسیم یافته ببینیم و به آرمان هامان دست یابیم.

افزون بر آن در پی یافتن جایگاه خود در جامعه، تثبیت شخصیت مستقل - به دور از وابستگی های گوناگون با پدر و مادر و دیگران - و دستیابی به مقام و موقعیت چشمگیری همراه با شهرت در محله و شهر و کشور و در گامی بزرگ در جهان هستیم. از این رو تأثیر پذیری فراوان از دیگران که با عنوان «دیگر خواهی» و «الگویابی» و حتى قهرمان دوستی» و «قهرمان پرستی» جلوه گر می شود و در پی دستیابی به هویت و شخصیت پرگستره رخ نمایی می کند، به خوبی احساس می شود.

۴. جلوه خانوادگی

تأثیر بنیادین این بعد از زندگانی در شخصیت ما، درخششی فراگیر دارد به گونه ای که گاه در جلوه های جسمانی،