کتاب حاضر به بررسی موضوع زیبا و کاربردی حیا و جایگاه و آثار آن در فرد و جامعه پرداخته است. نویسنده مطالب این کتاب را با شواهدی از آیات و روایات و سخنان گهربار حضرات معصومین علیهم السلام بیان نموده است و همچنین بخشی از این کتاب به جلوه هایی از حیا از نظر دیداری، گفتاری، و تغییر حالاتو رفتار انسان در جامعه پرداخته است
مقدمه
آیا تا به حال دقت کرده اید که علاوه بر تمامی خصوصیات اخلاقی که در برخی افراد مشاهده می گردد، صفتی در آنان نمایان است که آنان را از دیگران متمایز می سازد و چهره شان را جذاب تر و رفتارشان را دلنشین تر می کند؟ نوع نگاه هایشان متمایز از دیگران است، گویش و کلامشان دیگرگونه است، در برابر محرک های محیطی هر واکنشی را از خود منعکس نمی سازند و بسیاری از رفتارهایی را که برای اکتریت توده های مردم امری عادی تلقی می گردد، به دلایلی انجام نمی دهند. افزون بر آن احساس می شود با اینگونه افراد نمی توان هرگونه رفتاری را داشت، گویی هاله ای محیط اطرافِ آنان را فرا گرفته است که ایشان را از برخوردهای ناهنجار و ناشایسته ی افراد کم توجه مصون نگاه می دارد.

در حضور چنین افرادی می کوشیم تا اندازه ی ممکن همانند خودشان رفتار نماییم و کاملاً مراقب اعمال خویش باشیم؛ مراقبتی که در عین حال آرامش ما را در پی خواهد داشت و از بودن در این موقعیت و فضا لذت خواهیم برد. چه بسا برخورد با این گونه افراد ما را به یاد اصلی ژرفناک و عمیق در فطرتمان می اندازد. همان چیزی که ذهن پرخروش و متلاطم انسان در برخوردهای اجتماعی در پی آن است.
در مسیر بررسی این خوی زیبا و پسندیده که آن را «حیا» می نامیم، ابتدا باید تعریف متقن و جامعی از این واژه ارائه نماییم وجایگاه وآثار آن را تبیین کنیم. سپس با بیان جلوه های آن در اعضا و جوارح و جوانح خود، به
عوامل و موانع ظهور آن بپردازیم و مواردی که حیا نباید کرد را از بین روایات استخراچ نماییم.
با نظاره کردن به انوار ملکوتی آیات و روایات، مصادیقی از حیای خدا و تجلیات آن بر اولیایش را دریابیم و با نور حیا در محضر او و اولیایش قرار بگیریم و رائحه ی آن را در روابط و پیوندهای خود نسبت به والدین، همسر، فرزندان، دوستان، معلمین، متعلمین و نامحرمان عطرافشان نماییم.
و در پایان با این خصیصه به احیاء مکارم اخلاق و ادب و تقویت و تلطیف محبت بپردازیم تا ببینیم که حیا آینه جمال و جلال انسان است. و با دعا در مورد حیا از خداوند این عطیه را درخواست نماییم.
ضمن سپاسگذاری از خداوند برای توفیق نگارش این اترکه از سال80 تا 83 به مرور تکوین یافت، صمیمانه ترین تشکرات خود را از برادران: عابدی، قاسمی، شایسته فرد، رنجکش و خواهران: پاک نژاد، اسدی، خسروی و خواهران بسیج دانشکده پزشکی و افرادی که در این مدت در به ثمر رسیدن این اثر مرا یاری کردند و اسامی آن ها در خاطرم باقی نمانده است، می نمایم و از خداوند متعال درخواست ردای حیا برای خود وآن ها در دنیا وآخرت دارم.
با تشکر امیرحسین بانکی پورفرد