توضیحات
این کتاب خاطرات 18 ماه اسارت بسیجی آزاده و جانباز «حاج حسین اسلامی» را به تصویر می کشد.
در قسمتی از کتاب چنین می خوانیم: « بدون هیچ دلیلی کشیده محکمی مقابل دوستانم به صورتم زد. گیج شدم. ناخودآگاه یقه اش را گرفتم و او را هل دادم. وقتی به خودم آمدم با خودم گفتم وای! یقه گروهبان حمید را گرفتم؟ گفت: دستت را بیار پایین! آوردم. با سر ضربه محکمی به دماغم زد و مشت محکمی به چشم چپم وارد کرد. دستم را بلند کردم و چنان سیلی محکمی به گوشش زدم که کلاه قرمزش حدود 2 متر آن طرف تر پرتاب شد. دیگران که در صف بودند این درگیری را که مقابل در ورودی و خروجی اردوگاه اتفاق افتاده بود، دیدند … .
آنچه که بر جذابیت کتاب «دست بالای دست» می افزاید، اسناد و تصاویری ست که در فصل چهاردهم کتاب با زیرنویس های مربوطه به چاپ رسیده است. عکس هایی از دوران کودکی، نوجوانی، مصاحبه نشریه ها با حاج حسین اسلامی و …



